لغت نامه دهخدا
منفعتی. [ م َ ف َ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به منفعت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منفعت شود.
- پول منفعتی؛ پولی که از آن ربا گیرند. ( ناظم الاطباء ).
منفعتی. [ م َ ف َ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به منفعت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منفعت شود.
- پول منفعتی؛ پولی که از آن ربا گیرند. ( ناظم الاطباء ).
منسوب به منفعت
💡 هرگاه جانوری به دیگری کمک میکند، همیشه یک فایده پنهان در این یاوری وجود دارد و احتمالاً تنها عمل نوعدوستی توسط والدین برای فرزندان خود انجام میشود، اگرچه هنوز از نظر تکاملی باز هم یک منفعتی در این کار وجود دارد به این نحو که والدین با فداکاری نسبت به فرزندانشان رشد ژنهایشان را تضمین میکنند. به عبارت دیگر والدین با ایثار جان در واقع به نفع ژنهایشان عمل میکنند.
💡 در سال ۲۰۰۷، ای کلیپس درارتباط با جایگزینی باگ زیلا با جیرا بحث کرد. اما این مباحث منجر به جابجایی نشد، به این خاطر که هزینه جابجایی بسیار بالا بود و منفعتی نداشت. به علاوه اینکه جیرا یک برنامه کد باز نیست.
💡 و گفت: نصیب مومن از تو سه چیز باید که بود. یکی آنکه اگر منفعتی نتوانی رسانید مضرتی نرسانی؛ و اگر شادش نتوانی گردانید باری اندوهگن نکنی؛ و اگر مدحش نگویی باری نکوهش نکنی.
💡 این حزب با جنگ جهانی اول مخالف بود و علت این مخالفت این بود که این جنگی امپریالیستی است، که طبقهٔ کارگر در آن هیچ منفعتی ندارد. رهبران اتحادیه اسپارتاکیست، رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنخت بودند که در سال ۱۹۱۹ به قتل رسیدند.
💡 آنسلم آزادی را توانایی ملاحظه درستی اراده برای خود درستی تعریف میکند. در نظر این فیلسوف قرون وسطی فقط اراده صحیح است که آزاد است. او حقیقت را با مفهوم درستی تعریف میکند. انسان پاک از نظر آنسلم درستی را برای خود درستی میخواهد و نه برای منفعتی خارج از آن؛ بنابراین تطهیر و عدالت همان درستی اراده برای خود است.
💡 مرا برصاحب این دیوار مالی است. روا نباشد که از دیوار او تمتعی به من رسد. که پیغمبر فرموده است کل قرض جر منفعه فهو ربوا. اگر منفعتی گیرم ربا باشد نقل است که او را یک بار محبوس کردند یکی از ظلمه بیامد و گفت مرا قلمی بتراش.