منصوبات
مترادفها
انتصابها، تعیینشدهها
لغت نامه دهخدا
منصوبات. [ م َ ] ( ع ص، اِ )ج ِ منصوبة. کلماتی که دارای نصب است. در زبان و قواعد عرب اسماء منصوبه دوازده قسم اند: مفعول مطلق، مفعول به، مفعول فیه، مفعول له، مفعول معه، حال، تمیز، مستثنی ̍، خبر افعال ناقصه، اسم حروف مشبهة بالفعل، اسم ما و لاء نفی جنس و خبر ما و لاء شبیه به لیس. ( از فرهنگ علوم نقلی سجادی ). رجوع به منصوب و نصب شود.
فرهنگ فارسی
جمع منصوبه. کلماتی دارای نصب است در زبان و قواعد عرب اسمائ منصوبه دوازده قسم اند: مفعول مطلق مفعول فیه مفعول له مفعول معه حال تمیز مستثنی.
جمله سازی با منصوبات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیاری از مورخان مسلمان از جمله یعقوبی، طبری، مسعودی و ثعالبی دربارهٔ شطرنج نوشتهاند. در این میان همچنین، شطرنج از یک بازی ساده به یک علم مکتوب و مدون تبدیل شد و آن با نوشته شدن کتابهای بسیار دربارهٔ شطرنج بود، از جمله: کتاب الشطرنج نوشته العدلی و ابوبکر صولی، کتاب منصوبات الشطرنج (کتاب موقعیتها و مسئلههای شطرنج) نوشته اللجلاج.