منجیات

لغت نامه دهخدا

منجیات. [ م ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ منجیة، تأنیث منجی. مقابل مهلکات. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رهاننده ها. اعمالی که موجب نجات و رستگاری است: دوستی دنیا از مهلکات است و دشمنی وی از منجیات. ( کیمیای سعادت چ احمد آرام ص 733 )... و یا در آنچه محبوب حق است... و آن طاعت و منجیات است. ( کیمیای سعادت ایضاً ص 781 ). و از منجیات چیست که وی را نیست تا طلب کند. ( کیمیای سعادت ایضاًص 782 ). الحمدﷲ که از اسفل درکات مهلکات به افضل درجات منجیات رسید. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 270 ).
اصل علمی را که بخشد ایمنی از مهلکات
در حقیقت با علوم منجیاتش انتماست.ابن یمین ( دیوان چ باستانی راد ص 38 ).رجوع به منجی شود.

فرهنگ فارسی

جمع منجیه. رهاننده ها. اعمالی موجب نجات و رستگاری است.

جمله سازی با منجیات

💡 و چون وی را پرسند که معنی دوستی خدای تعالی که بر خلق واجب است چیست؟ گوید، «فرمانبرداری و طاعت داشتن.» و این خطایی بزرگ است که این قوم را افتاده است، و ما در کتاب محبت از رکن منجیات این پیدا کنیم.

💡 و تفکر بنده یا در خود بود یا در حق. اگر در حق بود یا در ذات و صفات وی بود یا در افعال و عجایب مصنوعات وی. و اگر در خود تفکر کند یا در صفاتی است که آن مکروه حق است و وی را از حق دور کند و آن معاصی و مهلکات است. و یا در آنچه محبوب حق است که وی را نزدیک گرداند به وی و آن طاعت و منجیات است، فذلک این دو می دانست.

جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز