ملیه

لغت نامه دهخدا

ملیه. [ م َ ] ( ع ص ) ملیح. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( اقرب الموارد ). زیبا و ملیح و خوب صورت. ( ناظم الاطباء ). || رجل ملیه و مُمْتَلَه ْ، مرد عقل از دست داده. ( از اقرب الموارد ). || سلیه ملیه؛ بی مزه. و سلیخ و ملیخ نیز گویند و گفته شده است اتباع است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

زیبا و ملیح و خوب صورت. یا رجل ملیه و مملته مرد عقل از دست داده.

جمله سازی با ملیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ذاکر حسین همچنین یکی از بنیانگذاران دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه دهلی بود و معاونت آن دانشگاه را از سال ۱۹۲۸ به عهده داشت. این دانشگاه از طریق ذاکر حسین در ارتباط با جنبش آزادی هند قرار گرفت.

💡 صدیقی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه آنگلا در دهلی نو به پایان رساند. و وارد جامعه ملیه اسلامیه شد و در رشته اقتصاد فارغ‌التحصیل شد. و همچنین در سال ۲۰۰۷ در همین مؤسسه مدرک ارتباطات را نیز اخذ کرد.

💡 در سال ۱۲۹۹ ش مدرسه ملیه به یکی از بناهای قدیمی (باغ کاج) نزدیک ساختمان تاریخی چهلستون انتقال یافت و ابتدا به «دبیرستان نمره یک دولتی» و سپس به «دبیرستان سعدی» موسوم گردید.

💡 نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر.انواع و اقسام از خواص و عوام زن و مرد خوب و بد هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه قسم مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند باید همه را بنمایند؛ و تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن و تدین ملیه و دولتیه و شرعیه و عرفیه کشوریه و لشکریه می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران