لغت نامه دهخدا
ملک منظر. [ م َ ل َ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) آنکه رخسار وی مانند فرشته باشد. ( ناظم الاطباء ). فرشته روی. ملک سیما. ملک طلعت. زیباروی.
ملک منظر. [ م َ ل َ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) آنکه رخسار وی مانند فرشته باشد. ( ناظم الاطباء ). فرشته روی. ملک سیما. ملک طلعت. زیباروی.
آنکه رخسار وی مانند فرشته باشد. فرشته روی.
💡 خوش دلم کز عشق من افتاد تقریب سخن هر کجا حرفی ازان ماه ملک منظر گذشت
💡 اوج خورشید ملک منظر تست نه بنائی که برج جوزائی