ملش

لغت نامه دهخدا

ملش. [ م َ ] ( ع مص ) به دست بازکاویدن گویا چیزی می جوید کسی. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملش. [ م ُ ] ( ع اِ ) عضله بازو. ج، اَملاش. ( دزی ج 2 ص 612 ).
ملش. [ م َ ل َ ] ( اِخ ) نام گروهی از ترکمان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عضله بازو.

جمله سازی با ملش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخش یک چمن گل لبش یک قدح مل گلش غالیه‌بو ملش غالیه‌شم

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز