لغت نامه دهخدا
ملتزمین. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، ملازمان و همراهان و پیروان و خدمتگاران. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ملتزم شود.
ملتزمین. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، ملازمان و همراهان و پیروان و خدمتگاران. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ملتزم شود.
( اسم ) جمع ملتزم در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ). یا ملتزمین رکاب. کسانی ( از پیاده و سوار ) که در رکاب شاه یا بزرگی حرکت کنند: [ و بعد از رفتن حضرات هم بعضی فرمایشات دارم در باب اختصار وضع ملتزمین رکاب... ] ( سفرنامه ناصرالدین شاه بکربلا.۳۳ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوهٔ او حسینقلیخان افشار، شاعرو خطاط مشهور خمسه ای و از ملتزمین رکاب عباس میرزا بود.فرزند حسینقلی خان ذوالفقارخان سهم السلطنه است که فرمانده فوج سوار خمسه بود و در ماموریت خراسان و جنگ ترکمانان و فتح هرات لقب اسعدالدوله و درجه امیرتومانی گرفت.
💡 واژهٔ رباط که از ریشهٔ «ربط» میآید، به معنای ارتباط میان دو شهر میباشد که واژهای عربی است. در ابتدا به مفهوم یک ایستگاه نظامی، سپس توقفگاه موقت لشکری و بعد از آن برای منزلهای میان راه که مورد استفاده ملتزمین رکاب شاهی قرار گرفته، بکار برده میشد. رباطها بر خلاف کاروانسراها، از عمده مسائل به وجود آورندهٔ عوامل مذهبی (سفرهای زیارتی) و عوامل اقتصادی (تجارت) شکل میگرفتند.