لغت نامه دهخدا
مقش. [ م ُ ق ِش ش ] ( ع ص )رونده و شتاب گر. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آن که شتاب می کند و آن که به سرعت می رود. ( ناظم الاطباء ).
مقش. [ م ُ ق ِش ش ] ( ع ص )رونده و شتاب گر. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آن که شتاب می کند و آن که به سرعت می رود. ( ناظم الاطباء ).
رونده و شتاب گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دشمن و دوست انس گیریم چو شمع مقش همه کس فرا پذیریم چو شمع