لغت نامه دهخدا
مقالم. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) مقالم الرمح؛ تندیهای نیزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گرههای نیزه. ( از اقرب الموارد ). ج ِ مَقلَم. ( ناظم الاطباء ).
مقالم. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) مقالم الرمح؛ تندیهای نیزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گرههای نیزه. ( از اقرب الموارد ). ج ِ مَقلَم. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه چه گویم دگر مجالم نیست بیش ازین قوت مقالم نیست
💡 شرح درد تو چون دهد عطار زانکه یارای این مقالم نیست
💡 تا بود جان در بدن یا در دهن نطق مقالم روز و شب مداح اولاد رسول بیهمالم
💡 من مجرم محبت و دوزخ فراق یار واه درون به صدق مقالم دلالت است