مفاخرات

مترادف‌ها

تفاخر، فخر‌فروشی، خودستایی

متضادها

ذلت، خواری، حقارت

لغت نامه دهخدا

مفاخرات. [ م ُ خ َ ] ( ع اِ ) ج ِ مفاخرة. اشعار و قصایدی که شاعر در آن مآثر و مناقب خود و اجداد و قوم و قبیله خویش را برشمارد و بدانها فخر و مباهات کند: و هر بحر را لایق اجزا و ارکان یا موافق احوال عرب در انشا و انشاد آن در غنا و حداء و مدح و هجا و اصناف مذاکرات و مفاخرات نامی نهاده اند. ( المعجم چ دانشگاه ص 68 ). و رجوع به مفاخرت و مفاخرة شود.

جمله سازی با مفاخرات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مفاخرات غیرشعری او به صفات و ویژگی‌ها و شرایطی که به‌ویژه در ایام جوانی از آن بهره‌مند بوده اشاره می‌کند و به آن‌ها می‌بالد.

💡 مفاخرات بیهوده میان رقبا در محیط‌های کاری می‌تواند باعث از بین رفتن روحیه همکاری و ایجاد تنش‌های غیرضروری بین همکاران شود.

💡 در تاریخ باستان، مفاخرات میان پادشاهان و امپراتوری‌ها معمولاً با هدف نمایش قدرت و شکوه و عظمت حکومت خود انجام می‌گرفت.

💡 به جای مفاخرات و خودنمایی‌های پوچ، بهتر است هر فرد بر توانایی‌های واقعی خود تمرکز کرده و برای بهبود مهارت‌هایش تلاش کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران