مغز پرداخته
متضادها
خام
لغت نامه دهخدا
مغزپرداخته. [ م َ پ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بی مغز. تهی مغز. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بی مغز و تهی مغز
جمله سازی با مغز پرداخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سری دیدم از مغز پرداخته بسی سر به ناپاکی انداخته
💡 ز خر مهرهٔ مغز پرداخته زمین مغز کوه از سر انداخته