لغت نامه دهخدا
معمدان. [ م ُ م ِ ] ( ع ص ) نزد نصاری کسی که تعمید دهد. مُعَمِّد. تعمیددهنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و یوحنای حصور به جهت تعمیدش چنین ملقب شده است. ( از محیط المحیط ).
معمدان. [ م ُ م ِ ] ( ع ص ) نزد نصاری کسی که تعمید دهد. مُعَمِّد. تعمیددهنده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و یوحنای حصور به جهت تعمیدش چنین ملقب شده است. ( از محیط المحیط ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عهد جدید، پیش از عیسی، تعمیدهای یحیای معمدان نیز با اعتراف عمومی به گناهان توأم بود.
💡 در کنار سربازان دیگر، نارابوت از تراس کاخ هیرودیس به سالن ضیافت سالومه خیره شده؛ او عاشق سالومه است و او را میپرستد. پیشخدمتی به نارابوت هشدار میدهد که اینطور به شاهزاده خانم نگاه نکند، چراکه ممکن است اتفاق وحشتناکی رخ دهد. یوحنای معمدان را به دلیل محکوم کردن ازدواج هیرودیس با همسر برادر مردهاش، هیرودیاس در آبانبار اسیر کردهاند و او پیوسته از آنجا پیشگویی میکند.
💡 این تابلو، زادروز یوحنای معمدان را مینمایاند، که ماجرای آن در انجیل لوقا آمدهاست. زکریای کشیش شگفتزده میشود هنگامی که خبر پدر شدنش را دریافت میکند، زیرا او و همسرش دیرینهسال بودند.