معفر

لغت نامه دهخدا

معفر. [ م ُ ع َف ْ ف َ ] ( ع ص ) خاک آلوده. ( مهذب الاسماء ) ( از اقرب الموارد ).به خاک آلوده. به خاک مالیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و خاک بارگاه به تقبیل شفاه مجدر شده و پیشانی او به سجده شکر معفر. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به تعفیر شود. || ( اِ ) محل به خاک آلوده شدن. جای به خاک مالیده شدن: بر این سیاقت وهیأت چون حضرت باشکوه و هیبت او را که مجدر شفاه ومعفر جباه شاهان نامدار است... ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

خاک آلوده به خاک آلوده

جمله سازی با معفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جباه خلق دربارت معفر وجوه خصم بر خاکت مرمل

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز