مطلقات
مترادفها
طلاقگرفتهها
متضادها
متأهلها
لغت نامه دهخدا
مطلقات. [ م ُ طَل ْ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُطَلَّقَه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلثة قروء و لایحل لهن ان یکتمن ماخلق اﷲ فی ارحامهن ان کن یؤمن باﷲ والیوم الاخر... ( قرآن 228/2 ). رجوع به مطلقه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مطلقه.
جمله سازی با مطلقات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قدیم به آلات موسیقی سیمی و زهی ذوات الاوتار میگفتهاند. ذوات الاوتار دو نوع بوده یکی آن که مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یکی سیم روی ساز بسته میشده و در روی آن رشتهها انگشت نمیگذاردهاند. نوع دوم آنهایی است که روی رشتهها که هر یک را وتر مینامیدند، انگشتهای دست چپ تکیه میکرده، مانند عود (ساز)، رباب، تنبور. به اصطلاح دیگر آنهایی که نغمهٔ آنها از مطلقات حاصل شود و نوع دیگر آنهایی که نعمهٔ به مطلق و گرفت ایجاد گردد.
💡 تا چاره مطلقات را نیست بعد از سه طلاق از محلّل
💡 در برخی از جوامع سنتی، زنان مطلقات با چالشهای اجتماعی و فرهنگی بسیار دشواری روبرو هستند که نیازمند حمایتهای گسترده از سوی دولت و نهادهای مدنی است.
💡 انجمنهای خیریه مختلف در سطح شهر، برنامههای آموزشی و حمایتی ویژهای را برای بهبود وضعیت معیشتی و روانی زنان مطلقات در نظر گرفتهاند تا به استقلال برسند.
💡 روانشناسان معتقدند که حمایت از حقوق و کرامت زنان مطلقات در محیطهای کاری، میتواند به بازگشت سریعتر آنها به زندگی عادی و فعالیتهای اجتماعی کمک کند.