لغت نامه دهخدا
مشکین جعد.[ م ُ / م ِ ج َ ] ( ص مرکب ) سیاه گیسوی. که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد:
چو مشکین جعد شب را شانه کردند
چراغ روز را دیوانه کردند.نظامی.
مشکین جعد.[ م ُ / م ِ ج َ ] ( ص مرکب ) سیاه گیسوی. که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد:
چو مشکین جعد شب را شانه کردند
چراغ روز را دیوانه کردند.نظامی.
سیاه گیسوی که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ز عالی گاه و عالی مسند و عالی رکاب وان ز مشکین جعد و مشکین باده و مشکین عذار