لغت نامه دهخدا
مشغولیات. [ م َ لی یا ] ( از ع، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان، سرگرمی ها. و رجوع به مشغولیت شود.
مشغولیات. [ م َ لی یا ] ( از ع، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان، سرگرمی ها. و رجوع به مشغولیت شود.
( مصدر و اسم ) جمع مشغولیت: وقتی که کسی بعلت مشغولیات ذهنی دیگر در جریان کاری نیست نسبت بجزئ و کل آن بیگانه میگردد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قالیبافی: قالیبافی از جمله مشغولیات همه زنان و دختران گمیش تپه میباشد که بر روی دارهای قالی نقشهای بدیع و زیبایی را خلق میکنند که چشم هر بینندهای را به خود جلب میکند. «خوجاین گول» یکی از نقشهای ابداعی زنان گمیش تپه است.