مشتت

لغت نامه دهخدا

مشتت. [ م ُ ش َت ْ ت َ ] ( ع ص ) پریشان و پراکنده و متردد. ( غیاث ). پراکنده. متفرق. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پریشان و پراکنده و متردد

جمله سازی با مشتت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه برایت قدمی می‌نهاد ازکف مشتت درمی می‌گشاد

💡 ور نه بفکن قلم که از مشتت باد با او فکنده انگشتت

💡 تا زبانی صفت زنم مشتت ز اخسؤالا تکلمو بدهن

💡 قوی بادا به شه پشتت یمانی تیغ در مشتت چوهم دایم درانگشتت به حکم انس و جان خاتم

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز