مسکینیت
مترادفها
فقر، تنگدستی، درماندگی، بیچارگی
متضادها
ثروت، غنا، بینیازی
لغت نامه دهخدا
مسکینیت. [ م ِ نی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) بی نوایی. ( ناظم الاطباء ). مسکینی.
جمله سازی با مسکینیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر این آستان عجز و مسکینیت به از طاعت و خویشتن بینیت
💡 ترک عجب و کبر و خودیینیت کو نیستی و عجز و مسکینیت کو