لغت نامه دهخدا
مسکنه. [ م ُ س َک ْ ک ِ ن َ ] ( ع ص ). مسکنة. آرام کننده.
- ادویه مسکنه؛ داروها که در تسکین دردها به کار روند.
مسکنه. [ م ُ س َک ْ ک ِ ن َ ] ( ع ص ). مسکنة. آرام کننده.
- ادویه مسکنه؛ داروها که در تسکین دردها به کار روند.
( اسم ) مونث مسکن آرام کننده: جمع: مسکنات. یا ادوی. مسکنه. داروهایی که جهت تسکین دردها بکار برند.
آرام کننده
مسکنة ( به عربی: مسکنة ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در Manbij District واقع شده است.
مسکنة ۱۵٬۴۷۷ نفر جمعیت دارد.
💡 وَ اللَّیْلِ وَ ما وَسَقَ ای ما ضمّ و جمع یقال و سقته اسقه وسقا، ای جمعته و استوسقت الإبل اذا اجتمعت و انضمّت. و المعنی: جمع «اللّیل» الی مسکنه ما کان منتشرا بالنّهار فی متصرّفه و ذلک انّ «اللّیل» اذا اقبل رجع کلّ شیء الی مستقرّه و مأواه.