مرشت

لغت نامه دهخدا

مرشت. [ م ِ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گیوی بخش سنجبد شهرستان هروآباد. در 15هزارگزی شمال مرکزی سنجبد و 8 هزارگزی راه هروآباد به اردبیل و در منطقه کوهستانی سردسیر واقع و دارای 903 تن سکنه است.آبش از چشمه و محصولش غله، حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
مرشة. [ م ِ رَش ْ ش َ ] ( ع اِ ) آنچه بدان آب اندازند. ( دهار ). ج، مراش. ( دهار ). آنچه بوسیله آن آب یا مایعی را بپاشند. ( از اقرب الموارد ). آب پاش. || چیزی باشد که جولا آب بدان بکرباس زند. غرواش. غرواشه. لیف شویمالان و جولاهگان و آن گیاهی است که آن را مانند جاروب بندند و بدان آب و آهار و شوربا بر جامه که می بافند پاشند. ( از برهان ). ماله. سمه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آلتی مر جولاهان را که بدان پراکنده و افشان می کنند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مرشت

💡 تپه چیچا قالاسی مربوط به اشکنای - دوره ساسانیان - سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کوثر، بخش مرکزی، دهستان سنجبد شمالی، روستای مرشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۸۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه کل تپه مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان کوثر، بخش مرکزی، دهستان سنجبد شمالی، روستای مرشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۷۸۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز