لغت نامه دهخدا
مرزنشین. [ م َ ن ِ ] ( نف مرکب ) ساکن مرز. که درنواحی سرحدی و مرزی سکونت دارد. رجوع به مرز شود.
مرزنشین. [ م َ ن ِ ] ( نف مرکب ) ساکن مرز. که درنواحی سرحدی و مرزی سکونت دارد. رجوع به مرز شود.
ساکن مرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۴۸۸ دو خاندان قدرتمند مرزنشین هوم و هپبورن سر به شورش برداشتند و توانستند پسر ۱۵ سالهٔ جیمز سوم را که بعدتر با عنوان شاه جیمز چهارم اسکاتلند تاجگذاری کرد را به سوی خود بکشانند. جیمز سوم در نبرد ساچیبرن که در ۱۱ ژوئن همان سال در نزدیکی استرلینگ روی داد از نیروهای شورشی شکست خورده و کشته شد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به زیر آب!، شکارچیان، پیروزی درخشان، استر و شاه، شورش میمی استور، پولیانا، این هزاران تپهماهور، ۳۰۰ اسپارتان و بازگشت مرزنشین اشاره کرد.
💡 . مرکز آمار ایران میزان بیکاری جوانان را3.4 درصد اعلام کرده که تقریباً دو برابر نرخ متوسط بیکاری در ایران است. نرخ بیکاری در استانهای مختلف ایران متفاوت است. اما اغلب نرخ بیکاری در استانهای مرزنشین از دیگر نقاط ایران بالاتر است.
💡 در سال ۱۷۶۳، جیمز اسمیت مینویسد: «سرخپوستان باعث شروع تنش شدند و در چند نقطه اهالی سرحدات پنسیلوانیا را کشته و پوست سرشان را کندند.» به علاوه «این ایالت که در آن زمان دولت کوئیکری بر سر کار داشت، هیچ کمکی به مردم مرزنشین نکرد.» این تنشها در آخر بدل به جنگهای پونتیاک شدند.
💡 هجوم گوتها و ویزیگوتها باعث مهاجرت مردم به مناطق بالاتر شد. شارلمانی و گستون سوم اختیاراتی به منطقه دادند و آن را تبدیل به مرزنشین کردند. جنگ صد ساله و جنگ دینی اثر قابل توجهی بر منطقه نداشتند و مردم وفادار به کاتولیک ماندند.