مردکش

لغت نامه دهخدا

مردکش. [ م َ ک ُ] ( نف مرکب ) قتّال. کشنده. که مرد کشد:
به هر سو بدان آهن مردکش
به مردم کشی دست می کرد خوش.نظامی.

جمله سازی با مردکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهنگ مردکش خواند، فلک خم کمندش را گهی کان دست در یاوش، دهد رفتار خرچنگش

💡 موج چون هم مردکش هم سرکش است در چنین موجی چه جای آتش است

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز