مرتفعه

لغت نامه دهخدا

( مرتفعة ) مرتفعة. [ م ُ ت َف ِ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث مرتفع. رجوع به مرتفِع شود.
مرتفعة. [ م ُ ت َف َ ع َ ] ( ع ص ) تأنیث مرتفع. رجوع به مرتفَع شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مرتفع: قلل مرتفعه جمع: مرتفعات.

جمله سازی با مرتفعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ورقه علیا بقیة البهآء و ودیعتُه از اُفق بقعه نوراء متواری و به سدرة به سدرةالمنتهی متصاعد و در اعلی غُرَف جنان بر مسند عزّ بقا متّکی چشم اهل بها گریان است و قلوب اهل وفا سوزان. صبر و شکیب صفت یاران راستان است و تسلیم و رضا از شیم خاصّان و مقربان. اعیاد و جشن‌های امریّه اعزازاً لمقامها لمحمود مّدت نه ماه در شرق و غرب عالم بهائی بِالکُلیّه موقوف هیکل نازنینش در بقعه مرتفعه جوار مقام بها استقرار یافت. شوقی»

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز