مذب

لغت نامه دهخدا

مذب. [ م ُ ذِب ب ] ( ع ص ) مذبوب. مکان کثیرالذباب. ( از المنجد ). جای مگس ناک. رجوع به مذبوب شود.
مذب. [ م َ ذَب ب ] ( ع ص ) زمین مگس ناک. ( آنندراج ). رجوع به مُذِب شود. || مِذَب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به واژه های بعدی شود.
مذب. [ م ِ ذَب ب ] ( ع ص ) مرد بسیار دورکننده از حریم خود. ( منتهی الارب ). ذباب. که از حریم خود پاسداری و دفاع کند.( از متن اللغة ). دَفّاع از حریم خویش. ( از اقرب الموارد ). دفاع کننده از اهل و قبیله خویش. ( از المنجد ).مَذَب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مرد بسیار دور کننده از حریم خود

جمله سازی با مذب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تویی آنکه در مذب شخص قدرت بود سجده مکروه و معراج واجب

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز