مخب

لغت نامه دهخدا

مخب. [م ُ خ ِب ب ] ( ع ص ) ( از «خ ب ب » ) پویاننده اسپ را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که می پویاند اسب خود را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به خبا شود.

جمله سازی با مخب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوران شرابست، مخب الّا مست گل بر سر پایست، منه جام از دست

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز