محنت نصیب

لغت نامه دهخدا

محنت نصیب. [ م ِ ن َ ن َ ] ( ص مرکب ) که محنت بهره اوست. که غم و سختی و درد و رنج بهره و بخش اوست. بدبخت.

فرهنگ فارسی

که غم و سختی بهره اوست

جمله سازی با محنت نصیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بگو که هاتف محنت نصیب غمزده تا کی شبان تیره نشیند در آرزوی صباحی

💡 مو آن آزردهٔ بی خانمانم مو آن محنت نصیب سخت جانم

💡 گردون سر محمد یحیی به باد داد محنت نصیب سنجر مالک رقاب شد

💡 مو آن دلدادهٔ بی خانمانم مو آن محنت نصیب سخت جانم

💡 چو بی محنت نصیب کس شود گنج چرا بیهوده باید بردنش رنج

💡 تمام مردی گشتم چو بر گرفتم من ز روز دولت و محنت نصیب خویش تمام

💡 او که از کودکی با فقر و سختی زندگی کرده بود، گویی از همان ابتدا محنت نصیب او شده بود تا با سختی‌ها با صلابت و قدرت مقابله کند.

💡 در داستان‌های کلاسیک، قهرمانانی که محنت نصیب آن‌ها می‌شود، معمولاً در پایان مسیر، به خرد و دانش عمیقی می‌رسند که حاصل آزمون‌های سخت زندگی است.

💡 گاهی اوقات در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، محنت نصیب کسانی می‌شود که حاضرند برای تغییر دادن جهان و بهبود وضعیت جامعه، تمام سختی‌ها را به جان بخرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران