لغت نامه دهخدا
محبان. [ م ُ ح ِب ْ با ] ( اِخ ) نام دو ستاره در ذنب جدی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
محبان. [ م ُ ح ِب ْ با ] ( اِخ ) نام دو ستاره در ذنب جدی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
نام دو ستاره در ذئب جدی
💡 محله سرآسیاب دارای چند هیئت مذهبی است که هیئت محبان قائم و هیئت محمدیه مسجد جامع جزو بزرگترین هیئت های این محله میباشند.
💡 عرفی این نکته ی مجموعه ی احباب نویس که محبان وفا تازه کن ریش همند
💡 فلک به کام محبان خاندان تو باد خورد عدوی تو دایم به اشتها شمشیر
💡 بصورت ارچه محبان دوست بسیارند ولیک یک صفت و یک حدیث و یک رویند
💡 امامزاده آقا سید مظفر در این روستا قرار دارد که زائران و محبان اهل بیت از سراسر ایران جهت زیارت و شفای بیماران به این امامزاده میآیند.
💡 تیغ او بهر محبان موجهٔ آب بقاست وز برای دشمنان باشد رگ ابر بلا