لغت نامه دهخدا
گم گم. [ گ ُ گ ُ ] ( اِ صوت ) آواز کندیدن نقب. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
گم گم. [ گ ُ گ ُ ] ( اِ صوت ) آواز کندیدن نقب. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
( اسم ) آواز کندن نقب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خویشتن را کرده ام زان روز گم گم شود هر دو جهان زان سوز گم
💡 راه کم گشت و راهرو هم گم گم کند راه خویش اینجا مرد
💡 گنج پروردهٔ فقرند و کم کم شده لیک گم گم گنج سرا پردهٔ بالا شنوند
💡 هر کس که گشت از آینه خاطر تو گم گم کرده است جام جم از تیره گوهری