پارتی بازی

لغت نامه دهخدا

پارتی بازی. ( حامص مرکب ) ( از پارتی کلمه فرانسوی و بازی فارسی ) تعصب و دسته بندی پیش بردن قصدی را.

فرهنگ فارسی

از پارتی تعصب و دسته بندی پیش بردن قصدی را

جمله سازی با پارتی بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با پیدا شدن دوستعلی، اسدالله میرزا که به اصرار دایی جان ناپلئون قتل دوستعلی را به عهده گرفته بود آزاد میشود. ولی نایب تیمور خان تا خودش با چشمان خودش دوستعلی را نبیند حاضر نیست او را آزاد کند. در این میان عزیز السلطنه با پارتی بازی کاری میکند تا اسدالله را پیش خودش نگه دارد و روابطی میان این دو صورت می گیرد.

💡 سرانجام او متوجه چیز دیگری شد: او دید که کل پروژه یک دانشگاه کاتولیک به عنوان یک سلاح سیاسی و کلیسایی علیه کالج‌های ملکه پیل تکامل یافته بود، و این تمام بود. و خود او به این دلیل فراخوانده شده بود که نامش یک دارایی با ارزش در یک پارتی بازی خواهد بود. وقتی این را فهمید، از ریاست خود استعفا داد و به سخنرانی بازگشت.

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز