گلبوی

لغت نامه دهخدا

گلبوی. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) گلبو. آنکه بوی گل دهد:
دِرع بش، آتش جَبین، گنبدسرین، آهن کَتِف
مشک دم، عنبرنفس، گلبوی خوی، شمشادبوی.منوچهری.باد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیم
بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم.سعدی ( طیبات ).دگر با ما مگو ای باد گلبوی
که همچون بلبلم دیوانه کردی.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

آنکه چون گل بو دهد معطر: بیاد روی گلبوی گل اندام همه شب خار دارم زیر پهلو. ( بدایع سعدی )
آنکه بوی گل دهد

فرهنگ اسم ها

اسم: گلبوی (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol buy) (فارسی: گلبوي) (انگلیسی: gol buy)
معنی: گلبو، آنکه چون گل بو دهد، خوشبو، معطر، ( = گلبو ) ( در قدیم ) دارای بوی خوشی چون بوی گل

جمله سازی با گلبوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست دسته سنبل گلبوی نسرین پوش را دسته دسته بر کنار لاله زار انداخته

💡 منم گلبرگ گلبوی گل‌اندام گلم چهره گلم گونه گلم نام

💡 من بی تو سکون نگیرم و خو نکنم بی عارض گلبوی تو گل بو نکنم

💡 ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن گلبوی شود ز نام خوب تو دهن

💡 در باغ جهان سنبل گلبوی تو بویم در طرف چمن بلبل گلزار تو باشم

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز