گلانی

لغت نامه دهخدا

گلانی. [ گ ُ ] ( ص نسبی ) گلفروش. || باغبان. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(گُ ) (ص نسب. اِ. ) ۱ - گلفروشی. ۲ - باغبانی.

فرهنگ فارسی

( صفت و اسم ) ۱ - گلفروش.۲ - باغبانی.

ویکی واژه

گلفروشی.
باغبانی.

جمله سازی با گلانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رامبرانت را غالباً «تیسین شمال» می‌نامند، و بسیاری از قطعات پرتره وی تأثیر شیوه و تکنیک تیسین را نشان می‌دهد. گرچه رامبرانت هرگز به ایتالیا سفر نکرد، اما نقاشی‌های ونیزی که به آمستردام آورده می‌شدند و آنجا به عنوان یک مرکز هنری رشد روزافزون داشت. امی گلانی در یک پایان‌نامه، این تفکر را توجیه می‌کند. او می‌نویسد: «وقتی وزیر وقت استودتودر از دو نقاش جوان رامبرانت و یان لیونس سؤال کرد که چرا آن‌ها سفر به ایتالیا را برای مطالعه بناهای عالی آنجا و به ویژه آثار رافائل و میکل‌آنژ انجام نداده‌اند، پاسخ دادند که در در هلند تعداد زیادی از هنر ایتالیایی وجود دارد که باید دیده شود.»