گل صبح
لغت نامه دهخدا
گل صبح. [ گ ُ ل ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سپیده صبح است. ( آنندراج ):
فیضی عجیب درین گل صبح از صبا رسید
بیرون کشیم رخت کدورت صفا رسید.ظهوری ( از آنندراج ).به دشمن شبیخون زدن عاجزی است
گل صبح بر قلب گردون زنیم.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از سپیده صبح است.
دانشنامه آزاد فارسی
گُل صبح (dayflower)
گیاهانی از جنس Commelina، از خانوادۀ برگ بیدی. همگی برگ هایی نوک تیز و ساقه هایی خزنده دارند و از آن ها ریشه تشکیل می شود. گل این گیاهان معمولاً آبی رنگ است و در فصل تابستان و پاییز، در صبح باز می شود و در پایان روز می پژمرد.
جمله سازی با گل صبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زخنده گل صبح این دقیقه روشن شد که عیش جزنفس واپسین نمی باشد
💡 نوبت خوشدلی از برق سبکسیرترست تا گل صبح شکفته است، هوا را دریاب
💡 پنجه شوخی خورشید بلند افتاده است نکند پاره گل صبح گریبان چه کند؟
💡 اسیر از گل عیش گل گل شکفتی گل صبح و جام طرب گل هوا گل
💡 تا هر گل صبح از طرف گلشن خاور گردد به هوای حرمت مهر مسافر
💡 بر وضع خلق، هر گل صبح است خنده یی دوران چه خنده ها که به مردم نمیکند؟