لغت نامه دهخدا
گل بیگانه. [ گ ُل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گل خودرو و بعضی بمعنی گل نو نوشته اند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
گل بیگانه. [ گ ُل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گل خودرو و بعضی بمعنی گل نو نوشته اند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
گل خودرو و بعضی بمعنی گل نو نوشته اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگو اقبال را ای باغبان رخت از چمن بندد که این جادو نوا ما را ز گل بیگانه میسازد
💡 به پهنای ازل پر می گشودم ز بند آب و گل بیگانه بودم