لغت نامه دهخدا
گشتک. [ گ َ ت َ ] ( اِ ) سرگین گردان را گویند و به عربی جعل خوانند.( برهان ) ( آنندراج ). سروری به کاف تازی آورده است.
گشتک. [ گ َ ت َ ] ( اِ ) نام خط مرموزی موسوم به گشتک و ثبت کنندگان علم نجوم، طب، فلسفه را گشتک دفتران میخواندند. ( تاریخ ایران در زمان ساسانیان ص 441 ). رجوع به گشته شود.