گزل

لغت نامه دهخدا

گزل. [ گ ُ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در 17 هزارگزی جنوب سردشت و 17 هزارگزی جنوب شوسه سردشت به مهاباد. هوای آن معتدل و دارای 25 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، توتون، مازوج، کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی در مهاباد و قوچان و اهر

فرهنگ اسم ها

اسم: گزل (دختر) (ترکی) (تلفظ: gouzal) (فارسی: گزل) (انگلیسی: gouzal)
معنی: زیبا، قشنگ

جمله سازی با گزل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 - سارا دختر یک زوج خوشبخت به نام سروان و گزل در روستای مغان بزرگ می‌شود. شوربختانه گزل در زمان زایمان از دنیا می‌رود و سارا توسط نامادری خود بزرگ می‌شد.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز