لغت نامه دهخدا
کزان. [ ک َ ]( از: ک مخفف که + ز، مخفف از + آن ). به معنی که از آن. ( ناظم الاطباء ). مخفف که از آن. رجوع به کز شود.
کزان. [ ک َ ]( از: ک مخفف که + ز، مخفف از + آن ). به معنی که از آن. ( ناظم الاطباء ). مخفف که از آن. رجوع به کز شود.
بمعنی که از آن. مخفف که از آن
💡 ببینی کنون جنگ مردان مرد کزان پس نجویی به ایران نبرد
💡 هر سبزه کزان زمین دمیده ست روزی دامن بر آن کشیده ست
💡 آن دم کزان مشیمه ارکان فراغ یافت اقبال گشت اینت خلف زای مادری
💡 نباید که گردد بگرد تو بد کزان بد تو را بی گمان بد رسد
💡 گواه حال من این قطعه پریشان بس کزان توزّع خاطر همین نشان دارم
💡 بلای خفته سر برداشت، گویی مرا مویی کزان زلف دو تا خاست