کرد نشین

لغت نامه دهخدا

کردنشین. [ ک ُ ن ِ] ( ن مف مرکب ) حوزه ای که محل اقامت کردان است. ( فرهنگ فارسی معین ). سرزمینی که ساکنان آن کردان باشند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حوزه ای که محل اقامت کردان است: [ قسمت اعظم منطقه های کرمانشاه و کردستان را که همه کرد نشین و زنانشان طبق رسم آبا اجداد ی بی حجاب بودند زیر پا زده بود ].

جمله سازی با کرد نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد مردمان این روستا خود کفایی در تمامی مایحتاج روزانه است به گونه‌ای که از گیوه‌بافی که پایپوش مردمان مناطق کرد نشین است گرفته تا لباس‌هایی سنتی بافته شده از پشم و رنگ طبیعی، تا تهیه خوراک و مایحتاج خوردنی و هر آنچه که نیاز زیستن در رفاه باشد که این همه تلاش، کوشش، ذوق و هنر ریشه در فرهنگ، باور و توانمندی آنان دارد.

💡 زنگنه یک ایل بزرگ است که هم در مناطق کرد نشین و هم در مناطق بختیاری نشین تیره های مختلفی دارد.بعضی از مورخان زنگنه ها را کرد و بعضی دیگر آنها را لر معرفی کردند. در زمان نادرشاه افشار عده ای از زنگنه ها به خوزستان و سرزمین بختیاری تبعید شدند که امروزه آنها خود را بختیاری می دانند.

💡 شورای رهبری جبهه متحد کرد در تهران شخصیت‌ها و فعالان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی سرشناس و برجسته‌ای همچون بهاالدین ادب-صالح نیکبخت - بایزید مردوخی - حسین شاه‌ویسی - محمد باقر ضیایی - جلال جلالی زاده - آزاد محمدیانی - پروین کریمی - عبدالعلی شمس برهان - مهندس عبدالله سهرابی - محمدرئوف قادری - علی‌اکبر نقی‌پور - رحیم فرهمند -و تعدادی دیگر از شخصیت‌های کرد در مناطق کرد نشین و تهران را شامل می‌گردد.

💡 شهرستان چَرداوُل (کردی: چەڕداوڵ یا چەڕداوڕ) یکی از شهرستان‌های کرد نشین استان ایلام ایران است. مرکز این شهرستان، شهر سرابله است.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز