لغت نامه دهخدا
کرابیسی. [ ک َ سی ی ] ( ع ص ) منسوب به کرباس. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کانه شبه بالانصاری والا فالقیاس کرباسی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کرباس ساز. || کرباس فروش. ( ناظم الاطباء ).
کرابیسی. [ ک َ سی ی ] ( ع ص ) منسوب به کرباس. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کانه شبه بالانصاری والا فالقیاس کرباسی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کرباس ساز. || کرباس فروش. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین کرابیسی از متکلمان مشهور اهل سنت است که با برخورداری متکلمانه، نظریه لفظ را پایه ریزی کرد. وی همچنین در مسائلی چون نفی اختیار با مواضع اصلی اصحاب حدیث موافقت نمود. وی از جمله شخصیتهایی بوده است که از اصحاب حدیث شمرده شده با این حال از جانب برخی صاحب حدیثان، به بدعتگذاری متهم شده است. وی در باب خلق قرآن، با احمد بن حنبل به اختلاف افتاده و لفظ قاری قرآن را مخلوق می دانست. با بیان این اعتقاد توسط کرابیسی، احمد بن حنبل این اعتقاد را بیهوده شمرده و به حسین کرابیسی توصیه کرد تا از بحث در این خصوص، همچون گذشتگان پروا داشته باشد.