لغت نامه دهخدا
کثبان. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کَثیب. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کثیب شود.
کثبان. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کَثیب. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کثیب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رحمش آمد گفت هین زوتر روید چند یاری سوی آن کثبان دوید