کبود حصار
لغت نامه دهخدا
کبود حصار. [ ک َ ح ِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی کبود تشت است که کنایه از آسمان باشد.( برهان ). کبود حصار. کبود طشت. کنایه از آسمان است.( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). آسمان اول. ( مؤید الفضلاء ). آسمان. ( مجموعه مترادفات ص 10 ):
گذشت عمری تا زیر این کبود حصار
بجرم آدم ماضی مطیع برزگرم.سنائی.دیده بانان این کبود حصار
روز کورند یا اولوا الابصار.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آسمان.
جمله سازی با کبود حصار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده بانان این کبود حصار روز کورند یا اولیالابصار
💡 گذشت عمری تا زیر این کبود حصار به جرم آدم عاصی مطیع و برزگرم