لغت نامه دهخدا
حصار فیروزی. [ ح ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حصار معلق. حصار هزارمیخی، کنایت از آسمان. ( مجموعه مترادفات ) ( آنندراج ).
حصار فیروزی. [ ح ِ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حصار معلق. حصار هزارمیخی، کنایت از آسمان. ( مجموعه مترادفات ) ( آنندراج ).
حصار معلق حصار هزار میخی کنایت از آسمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده ایام روشن، صبح فیروزی دمید! دانه امیدها را مژده، کآمد نوبهار!!
💡 سپاس از خداوند کیوان و هور که او داد فیروزی و فرّ و زور
💡 این ریا نبود ادب آموزی است خلق عالم را ز تو فیروزی است
💡 همه دور شبان روزی گرفته به مقصد راه فیروزی گرفته
💡 فتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبال با عز خداوند قرین بودند امسال
💡 هر کس به تمنائی فال از رخ او گیرد بر تخته فیروزی تا قرعه کرا افتد