کاهل قدمی

لغت نامه دهخدا

کاهل قدمی. [ هَِ ق َ دَ ] ( حامص مرکب ) سست قدمی. کاهل قدم بودن. عمل کاهل قدم:
نیست راهی که بکاهل قدمی طی نشود
پای خوابیده عصایی است که من میدانم.میرزا بیدل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سست قدمی سست گامی: [ نیست راهی که بکاهل قدمی طی نشود پای خوابیده عصایی است که من میدانم ].

جمله سازی با کاهل قدمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خضر و شرمندگی خویش که در راه طلب عذر کاهل قدمی برگ سفر می گردد

💡 پای ز کاهل قدمی سست سیر غلغله برخاست ازین کهنه دیر

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز