لغت نامه دهخدا
چیره بازو. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) توانا. قادر:
بداد و دهش چیره بازو بود
جهانبخش بی همترازو بود.نظامی.
چیره بازو. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) توانا. قادر:
بداد و دهش چیره بازو بود
جهانبخش بی همترازو بود.نظامی.
توانا. قادر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به داد و دهش چیره بازو بود جهان بخش بی هم ترازو بود