عبارت «چهار تا» در زبان فارسی معمولاً به معنای چهار عدد از یک چیز یا چیزی در تعداد چهار به کار میرود، اما کاربرد آن محدود به شمارش نیست و در گفتار محاورهای معنای گستردهتری پیدا کرده است. از نظر دستوری، «چهار» عدد شمارشی و «تا» کلمهای است که در اینجا برای تأکید بر تعداد به کار رفته است و بیانگر تقریب یا تاکید روی تعداد است. برای مثال، «چهار تا سیب» یعنی دقیقاً چهار عدد سیب یا حدود آن. در محاوره و اصطلاحات عامیانه، «چهار تا» گاهی بار معنایی تشدید یا تأکید پیدا میکند، مانند «چهار تا حرف حساب»، که به معنای چندین مورد مشخص یا تعداد محدود اما معین است. این عبارت ترکیبی ساده اما پرکاربرد است و بسته به زمینه جمله میتواند هم شمارشی و هم تعبیری باشد. در ادبیات روزمره، کاربرد آن نشاندهنده دقت در عدد و گاهی تاکید روی کمیّت یا شدت چیزی است. به طور خلاصه، این واژه صفت یا عبارتی است که هم برای شمردن چهار مورد و هم برای تاکید محاورهای به کار میرود و در زبان فارسی بسیار رایج است.
چهار تا
لغت نامه دهخدا
چهارتا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) چهارلا. دارای چهارتا. چهارتو. دو توی مضاعف. || ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است. || کنایه از دنیا به اعتبار چهاررکن. || طنبور. ( لغت محلی شوشتر ). طنبور. رباب. شوشک. چهارتار و چهارتاره. رجوع به چارتا شود.
چهارتا. [ چ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون.50 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
چارتا.
ده کوچکست از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون ٠
جمله سازی با چهار تا
💡 علائم این ویروس چهار تا پنج روز ادامه داشت و برای برخی تا دو هفته هم میرسید. بیشتر مرگهای آنفلوانزای هنگ کنگی در افراد بالای ۶۵ سال گزارش شد.
💡 در حال حاضر چهار تا شش گونه شناخته شده دارد هرچند از دهه 1930 تا 1970 تصور می شد که تعداد گونه ها بسیار بیشتر باشند. اندازه آنها از اندازه یک سگ کوچک تا دو و نیم متر طول داشت.
💡 از چهار تا بیست و چهار رویان صاریغ که به آن جویز گفته میشود تنها هشت تا نه عدد آنها زنده میمانند. دوره حاملگی حدود سیزده روز است و نوزاد صاریغ حدود دو سانتیمتر درازا و شانزده گرم وزن دارد.