چند و چون
مترادفها
پیچیدگی، جزئیات
لغت نامه دهخدا
چند و چون. [ چ َ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کم و کیف.
- بی چند و چون؛ بی گفتگو.
- گذشته از چند و چون؛ مافوق کم و کیف:
ز هر چیز گنجی به پیش اندرون
شمارش گذر کرده از چند و چون.فردوسی.
فرهنگ فارسی
اتباع کم و کیف.
جمله سازی با چند و چون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شو پی قرآن و اخبار پیمبر گیر و رو تا برون آرد ترا از چند و چون و قیل و قال
💡 مفت من است عشق، اگر رایگان بود ای دل چه می کنی سخن از چند و چون ما؟
💡 هرگه نهاده پا برون از تنگنای چند و چون یک گام او بوده فزون از عرصه کون و مکان
💡 به راه عشق هر کس کوششی دارد به غیر من که دایم چند و چون در منزل و فرسنگ می بینم
💡 رعایت حقوق مصرفکننده و چند و چون آن، از زوایای گوناگون باید تعریف شود. چرا که اگر حد و حدود و گستره آن مشخص نشود، نمیتوان گفت وقتی از حقوق مصرفکننده، سخنی به میان میآید منظور چیست و چه مواردی در این چارچوب قرار میگیرد.
💡 تاریخ بیهقی هرچند از غزنویان جانبداری میکند[نیازمند منبع]، با این حال بهتر از هر کتاب دیگری اشتباهات و اشکالات حکومت آنان را نشان میدهد، افزون بر این، اطلاعات بسیار ارزشمندی در مورد چند و چون زندگی در آن روزگار و ارزشها و اعتقادات آنان در اختیار میگذارد.
💡 او مدتها تلاش کرد تا از چند و چون این کار پیچیده و دشوار سر در بیاورد و بتواند به درستی آن را انجام دهد.
💡 قبل از اینکه تصمیم به سرمایهگذاری در این پروژه بزرگ بگیری، حتماً باید از چند و چون مراحل مختلف آن کاملاً آگاه باشی.
💡 استاد با صبر و حوصله، تمام چند و چون اجرای این تکنیک جدید را برای دانشجویان خود به صورت گام به گام توضیح داد.