چمن رمیده
مترادفها
چمن له شده
لغت نامه دهخدا
چمن رمیده. [ چ َ م َ رَدَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بمعنی از چمن رمیده است. ( آنندراج ). مرغ فرارکرده از باغ و بوستان. ( ناظم الاطباء ). مقابل چمن آسوده. رمیده از باغ و چمن:
مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیان
کی به بهشت میدهم حلقه چشم دام را.خان آرزو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بمعنی از چمن رمیده است. مرغ فرار کرد. از باغ و بوستان.
جمله سازی با چمن رمیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیرون شدم ز بزم تو از حرف بوالهوس مرغ از چمن رمیده ز رشک صبا شود