چشم شوی
لغت نامه دهخدا
چشم شوی. [چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) ظرفی مخصوص شست و شوی دادن چشم. ظرف کوچکی که دهانه آن به اندازه حلقه چشم است و داروی مایع چشم درون آن ریخته چشم را بدان شویند. در اصطلاح عوام، چشم شور و چشم شوری. رجوع به چشم شور وچشم شوری و چشم شویی شود. || داروی چشم شوینده. داروی مایع مخصوص شست و شوی دادن چشم. || ( نف مرکب ) آن کس که چشم خود را شست و شو دهد.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - آن کس که چشم خود را شست و شو دهد. ۲ - دارویی که بدان چشم را شست و شو دهند. ۳ - ظرفی مخصوص شست و شوی چشم.
جمله سازی با چشم شوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دیدن روی یار اگر چشم شوی باید که زپای تا به سر چشم شوی
💡 از پی نظارهٔ آن شوخ چشم شوی جدا گشته ز زن زن ز شوی
💡 همانا که خواری تو بر چشم شوی که بر دوش گیری ازین سان سبوی