لغت نامه دهخدا
پگی. [ پ ِ ] ( اِخ ) شارل. نویسنده فرانسوی، متولد در اُرلِئان به سال 1873 م. وی عرفانی مسلک و وطن پرست بود و در 1914 م. وفات کرد.
پگی. [ پ ِ ] ( اِخ ) شارل. نویسنده فرانسوی، متولد در اُرلِئان به سال 1873 م. وی عرفانی مسلک و وطن پرست بود و در 1914 م. وفات کرد.
نویسنده فرانسوی
💡 ریچارد اسمالی و رابرت کرل (هر دو از نوبلیستهای شیمی)، و رابرت وودرو ویلسون (کاشف تابش زمینه کیهانی و نوبلیست فیزیک) و پگی ویتسون از این دانشگاه هستند.
💡 در ماه ژانویه، سیشل گفت که واکسیناسیون را از ۱۰ ژانویه با ۵۰٬۰۰۰ دوز دریافت شده از امارات متحده عربی آغاز میکند. وزیر بهداشت پگی ویدوت گفت رهبران سیاسی ابتدا و سپس کارگران بهداشتی واکسینه میشوند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به تب شب یک شنبه، آخرین وسوسه مسیح، پگی سو ازدواج کرد، بیعیب و سیسیلیها اشاره کرد.
💡 در سال ۲۰۰۲، وینترسون به رابطهٔ دوازدهسالهٔ خود با پگی رینولدز، مجری شبکهٔ رادیویی بیبیسی خاتمه داد. از آن زمان به بعد او با کارگردان تئاتر، دبرا وارنر و سوزی ابراچ روان درمانگر رابطه دارد. رمان او «اشتیاق» ملهم از رابطهٔ عاشقانه او با پت کاواناگ، کارگزار ادبی او است.