لغت نامه دهخدا
پوشیده بودن. [ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) مستوربودن. مقابل برهنه بودن. || آشکارا نبودن. مخفی بودن: اما حال املاک ایشان، حال آن بر ما پوشیده است، و ندانیم که... ( تاریخ بیهقی ).
پوشیده بودن. [ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) مستوربودن. مقابل برهنه بودن. || آشکارا نبودن. مخفی بودن: اما حال املاک ایشان، حال آن بر ما پوشیده است، و ندانیم که... ( تاریخ بیهقی ).
مستور بودن مقابل برهنه بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۳- دامن: این دامن جدا از لباس یک پارچهاست و طول آن بدون کش گاه تا ده متر هم میرسد که این وسعت برای مانور حرکات زن و پوشیده بودن او در زیر دامن میباشد. دامن در طرحها و رنگهای گوناگون طراحی و دوخته میشود.
💡 به علت معماری خاص بکار رفته در ساخت بنای بازار هوای داخل بازار در زمستان گرم و متبوع و در تابستان علیرغم سر پوشیده بودن بسیار خنک است.