پهن میدان

لغت نامه دهخدا

پهن میدان. [ پ َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) میدانی فراخ و با وسعت. متسع.

فرهنگ فارسی

میدانی فراخ و با وسعت متسع

جمله سازی با پهن میدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرگنبد آسای دیو بلند بیاورد در پهن میدان فکند

💡 از برای این همه خائن بود یک دار کم پر کنید این پهن میدان را ز چوب دارها

💡 بدیوانش ار یاز بینی درست یکی پهن میدان بود کز نخست

💡 سواران تازنده را نیک بنگر / درین پهن میدان ز تازی و دهقان (ناصر خسرو)

💡 چو هستم سزاوار یار توام برین پهن میدان سوار توام

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز